السيد أحمد الهاشمي ( مترجم وشارح : حسن عرفان )

170

جواهر البلاغة ( فارسى )

توضيح : در كتاب جواهر البلاغه ، « إذا أنشدت » به شكل صيغه متكلم وحده چاپ شده است بر اين اساس ، معنى آن مىشود : هرگاه ، من شعرى سرودم . ولى در ديوان متنبّى با شرح برقوتى « اذا انشدت » به شكل صيغهء مجهول و خطاب ، ضبط شده است . يعنى هرگاه ، شعرى براى تو سروده شد « 1 » . « الصّدى » : پژواك ، بازتاب صداى انسان در كوه و گنبد و مانند آن . « أجزنى » و « دع » دو صيغهء امر است و براى ارشاد ، استعمال شده است . 3 - و قال : عش عزيزا أو مت و أنت كريم * بين طعن القنا و خفق البنود و اطلب العزّ فى لظى و ذر الذ * لّ و لو كان فى جنان الخلود و ابو الطّيب گفته است : محبوب زيست كن يا در بين زخم نيزه‌ها و اهتزاز پرچمهاى بزرگوارانه بمير . عزّت را حتّى در شعله‌هاى جهنّم جستجو كن و خوارى را اگر در بهشتهاى جاودانه باشد ، رها كن « 2 » . در اين شعر ، واژه‌هاى « عش » ، « مت » ، « اطلب » و « ذر » همه صيغهء امر است و براى ارشاد آمده . 4 - و قال : لمن تطلب الدّنيا إذا لم ترد بها * سرور محبّ أو إساءة مجرم و ابو طالب گفته است : براى كه دنياجويى مىكنى اگر نمىخواهى با آن دوستى را شادمان و تبه‌كارى را غمين سازى ؟ در اين شعر ، استفهام براى انكار ، استعمال شده است « 3 » . 5 - و قال أبو فراس : به من يثق الانسان فيما ينوبه * و من أين للحرّ الكريم صحاب و قد صار هذا النّاس الّا أقلّهم * ذئابا على أجسادهنّ ثياب و ابو فراس گفته است : انسان ، در رخدادها به كه اعتماد كند ؟ و از كجا براى مرد آزاده ، بزرگوار ، يارانى فراهم مىشود ؟

--> ( 1 ) . شرح ديوان متنبّى ، نوشتهء برقوتى ، ج 1 ، ص 193 . ( 2 ) . شرح ديوان متنبّى ، نوشته برقوتى ، ج 1 ، ص 207 . ( 3 ) . شرح ديوان متنبّى ، نوشتهء برقوتى ، ج 2 ، ص 396 .